درباره وبلاگ

نجوا هستم 23 ساله
یه همسر،یه مادر،یه دختر!
گاهی دختر بچه درونم به شدت فعال میشه!
که اکثرا توسط مواظب خاتون سرکوب میشه!
گفتم مواظب خاتون...
بیاین تا شخصیت های وبم رو توضیح بدم:
همسرم رو ثلث صدا میزنم،دلیلش رو تو پست اولم گفتم.
ثلث رو دوست دارم و اگه گاهی چیزی مبنی بر دوست نداشتنش مینویسم گذراست
،چیزی که تو هر زندگی زناشویی هست...پس دلیلی بر بی احترامی بهش نیست!
پسرم رو فندق. دوست ِ صمیمیم رو ، نادی.
وجدانم رو ،مواظب خاتون صدا میکنم !

23 آذر 93


برخی آدم ها به یک دلیل از مسیر زندگی ما میگذرند:
که به ما درس هایی بیاموزند!
که اگر میماندند، هرگز یاد نمیگرفتیم!!!

مدیر وبلاگ : نجوا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
زنانه نوشت های نجوا
فریاد را همه میشنوند،هنر واقعی شنیدنِ صدای سکوت است!
سه شنبه 25 آذر 1393 :: نویسنده : نجوا        

از دیروز حال عجیبی دارم.... هی حافظه ام را پاک میکنم و چند دقیقه بعد باز پُر میشوند از خاطره!

خاطره هایی پر از لبخند و گاهی پر از حسِ بد که اگر میتوانستم ، میخواستم تمام حافظه ام را خط خطی کنم!

 

امروز صبح دلم یه اتاق با پنجره ای بزرگ خواست! حالا نه پنجره ای رو به دریا و یا مثلا جنگل ! نه!

فقط پنجره ای که آبی آسمون رو بیشتر نشونم بده و وقتی به پایین نگاه میکنم یه حیاط نقلی وتمیز با یه باغچه کوچیک که یه تک درختِ نارنج داره و فقط شاخه سمت راستش یه هشت تایی نارنج داره!

نه!

نمیخوام حیاطش مثل حیاط خونه خودم باشه!

یه کم متفاوت تر باشه! مثلا تعداد درخت هاش بیشتر و شاید یه حوض قشنگ وسط حیاط!

امروز دلم خواست، نه کامپیوتر داشته باشم و نه اینترنت و نه هیچ ابزارِ ارتباطیه دیگه ای!

فقط من باشم و میزم و یه عالمه کتاب و یه سررسید قرمز رنگ با یه خودکار فیروزه ای قشنگ، و هروقت متنی به ذهنم اومد بلافاصله تو همون سررسید بنویسمش و نه اینجا!

 

این حسم رودوست دارم ، فقط حیف که میدونم خیلی زود قراره این حس برچیده بشه!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic