درباره وبلاگ

نجوا هستم 23 ساله
یه همسر،یه مادر،یه دختر!
گاهی دختر بچه درونم به شدت فعال میشه!
که اکثرا توسط مواظب خاتون سرکوب میشه!
گفتم مواظب خاتون...
بیاین تا شخصیت های وبم رو توضیح بدم:
همسرم رو ثلث صدا میزنم،دلیلش رو تو پست اولم گفتم.
ثلث رو دوست دارم و اگه گاهی چیزی مبنی بر دوست نداشتنش مینویسم گذراست
،چیزی که تو هر زندگی زناشویی هست...پس دلیلی بر بی احترامی بهش نیست!
پسرم رو فندق. دوست ِ صمیمیم رو ، نادی.
وجدانم رو ،مواظب خاتون صدا میکنم !

23 آذر 93


برخی آدم ها به یک دلیل از مسیر زندگی ما میگذرند:
که به ما درس هایی بیاموزند!
که اگر میماندند، هرگز یاد نمیگرفتیم!!!

مدیر وبلاگ : نجوا
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
زنانه نوشت های نجوا
فریاد را همه میشنوند،هنر واقعی شنیدنِ صدای سکوت است!
یکشنبه 23 آذر 1393 :: نویسنده : نجوا        

 به ثلث میگم: ریشِت رو زدی، خوشگل؟ (وقتی به خودش میرسه،منم یه چیزی تو همین مایه ها بهش میگم که بدونه متوجه اش هستم و دیده میشه!)

ثلث:بعله! خانوم من اگه به خودم برسم هزار تا کشته ، مُرده دارم!

من: اعتماد به نفست تو حلقم!

-         چیزِ دیگه ای هم دارما ....

-         -کوفت!!! نمیخوام.اون تو حلقِ خودت!

-         من اگه هزارتا کشته مرده هم داشته باشم از رو همشون رد میشم به خاطرِ تو!

-         نمیخوام ازشون رد بشی!!!

-         واسه چی؟

-         میترسم یه وقت که داری از روشون رد میشی،یهو تعادلت به هم بخوره و بیوفتی روشون!

ثلث یه کیفی کرده بود از فرضیه من!

میگفت:اره فکر اینجاشو نکرده بودم دیگه بد اوضاعی میشه اونوقت و کلی خندید!

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 آذر 1393 01:54 ب.ظ
شوخی بامزه ای بود.
نجوا
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات